مهرت از دل کی برون کنم!

حس خوبی دارم
از همان حس‌ها که وقتی که یک کار گروهی قشنگ، نتیجه می‌دهد داری...یک کار تحقیقاتی...یک روزنامه‌ی دیواری...یک تئاتر!
آن وقت است که نفس راحتی می‌کشی و نه فقط از نتیجه‌ی بزرگی یک کار رضایت داری، تمام سلول‌های تنت هم پر شده از لذت این خیال که تو نه تنها که با‌ تن‌ها، کاری را به انجام رسانیده‌ای!
و اینجا این ثانیه‌ای که قلمم زیر دندان دکمه‌های کیبورد است، درست از همان لحظه‌هاست که نفسی آسوده از دالان ریه‌ها رو به گذر می‌شود!

کسی که دوست نمی‌داشتی تمام شد و کسی می‌رود تا شروع شود که می‌توانی‌اش دوست بداری‌ اگر همانی باشد که می‌گویدمان.


اعتماد آشیانه کرد در شاخ و برگ ذهن من و دوستانم و دوستانشان و ماها که بی‌شماریم و سطر برجسته‌ی این غزل اعتماد، "امید" بود...هست
امیدی که چه بی صبرانه نمرده بود و زنده بود در دل من و دوستانم و دوستانشان و ماهایی که بی‌شماریم!

و حالا در ایستگاه قطار بیست و پنجمین روز از یک خرداد
خوش‌حالم...خوشحالم به خاطر دوستانم و دوستانشان و بیشماری‌مان که هنوز اراده‌ی گام‌های جمعی‌مان معنا می‌شود
چه خوش‌طعمی دارد آن لحظه‌ی گیج...گنگ...منگ که بترسی از سختی راه و نرسیدن‌ها، اما مـــرد باشی و یکصــــــــــــــــــــدا به سوی قدم شوی!


اما تو
آقای رئیس جمهوری که می‌توانیم دوستت داشتن
وجود آرامش من و دوستانم و دوستانشان و مایی که بی‌شماریم، یک بخش‌هایش بدجور با وجود تو بستگی دارد....یادت نرود من و دوستانم و دوستانشان و مایی را که بی‌شماریم!

...آزاده از کلبه‌ی ویوارا

/ 12 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشین

بند کفش هایت را محکم ببند و پیش برو که تو دارای اراده ی خاندانی هستی که شکست نمی شناسد....رییس جمهور بنفش دوستمان دارد!

مه سا

تبریک فراوان

عادل

چیزی رو که منتظر شنیدنش هستی صبح بیدار میشی و نمی شنوی یه حالی بهت دست میده که بهش میگن "بهت زدگی" مثل اون قدیما یه چیز دیگه ای رو که منتظر شنیدنش نیستی صبح از خواب بیدار میشسی و می شنوی بازم یه حالی بهت دست میده که به اون هم میگن "بهت زدگی" مثل این ایام هر دو بهت زدگی هستند ولی این کجا و اون کجا ... بعد چهار سال انتظار امروز همه شاد بودند ...

نوید چهره سا

خوشحالم که حس خوبی داری. به امید روزهای خوب و خوب تر برای همه مان[گل][گل] یادمان باشد : ما بیشماریم!

نازی

آنروزهای سبز و قرمز لحظه های "درد" و "آه" امروز شکوفه ی یاسی رنگش "امید" می کارد بر تمامی بیقراری هامان ...خوبست آرامش بوییدن شکوفه ی امروزمان.../

کلاغ راست مغز

[گل]مرسی آزاده جان

mag

با اجازه لینکت کردم مسافر مشهد....

مهدی

عالیه آبجی پسندیدم .... شنیدیم٬ میگن: وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ، یعنی واقعن دوسش داره... اما ....وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه ، یعنی دیگه هیچوقت نمیتونه کسیو مثل اون دوست داشته باشه .... دوست داشتی یه سری هم به وبلاگ من بزن بد نیست لینک هم کن

crash

خشت اول گر نهد معمار کج/تا ثریا میرود دیوار کج!