dónde está mi voto?

از ازدحام کوچه های خرداد رد می شوم.خرداد، این سومین ماه اولین فصل سال را هیچ وقت دوست نداشتم. شاید از آنجاست که پیشوازیست برای تابستانی که گرم است و من دوست ندارمش. گرما من را دیوانه می کند و سرما من را مجنون. از آن دیوانگی اول بیزارم و عاشقم برای این جنون دوم!

در کوچه ای به سوی مقصدی راه می روم! مقصد را می دانم اما به فرعی ها پیچیده ام که راه را بتابم تا بیشتر با خودم باشم! ماشینی از کنارم رد می شود و صدای بلند آهنگی که حالا کوچه را پر کرده، من را هم می گیرد

اینو می گن جنگ بدون اعلان

جنگی که هیچ قاعده ای نداره

اینو می گن جدال نابرابر

جدالی که فایده ای نداره

ماشین که می رود من از بیشتر شنیدنش می مانم. آهنگ های ابی را همیشه دوست داشته ام.خواننده ای از نسل پدرم که همراه نسل من هم شد.

پاهایم به سوی مقصد می رود و ذهنم گم شده در تلاطم هر جایی که مقصد است! خرداد که بگذرد من چقدر کار دارم. این اولین باریست که مشتاق، برای آمدن تابستان لحظه ها را به هم پیوند می زنم. اما تابستان که هیچ، زمستان نازنین من هم که بیاید خوب یادم می ماند ٢٢ را هیچ وقت دوست نداشته ام... چه بخشی از یک ٢٢ سالگی باشد و چه یک پلاک ٢٢!

...آزاده از کلبه ی ویوارا

/ 49 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان..رنگین کمان..دریا..

سلام. هیچ می دونستی که با کلمات بازی نمی کنی!..تو اونها رو می رقصانی!! نوای اندیشه ات فوق العاده است برای پایکوبیشان آزاده ی عزیز... دوست دارمت. سالم.آرام.در پناه خداوند.

عادل

... دلم برا اونهایی میسوزه که بعد سی سال مثل منی تموم باورهاشون از بن پکیده ... مثل اینکه یه زلزله ی ده ریشتری اومده باشه ... براستی دروغ حقه ... و یا حق دروغ ...

شهره

من که میگم پرچم سه رنگ ما معنا داره ولی چرا این معنا برای ما .....

امیر میگ میگ

مردم دارن اون بیرون کشته می شن و رهبران پیام تبریک صادر می کنن منم بهشون می گم anda a joderte

میلاد بهشتی

[چشمک]مسنجرت باز نمیشه؟ تنظیماشو اینجوری عوض کن ببین باز میشه: وقتی باز می کنی قبل از اینکه پسوردتو بزنی Mesenger connection pereferences connect via a proxy server http proxy ok

جواد

خداوند محبوب من... [گل]

چهره

آزاد بمان تا 22 سالگیت نماد آزادگیت باش.و وای بحال اسیرانی که در این دنیای متهم بی ابهام می زیند.ای کاش می شد ابی بود و ابی زمزمه کرد بی ترس چو دوران...........پدرت

چهره

روزگاری آرزویم بردن از باختن بود و به آن پی بردم در پی هر باختن بردی است. آزاده جان همسفر متروی من باش با من شاید بلرزد تن آسمان از بودنمان.گفتی وبلاگی بساز خواهم ساخت و بر در آن خواهم نوشت آزادگان داخل شوند.دوست دارم

فروغ

اگر این جمله های شرطی و امیدهای واهی 4 ساله دیگر نبودند ، ما ایرانی ها به چی دل خوش می کردیم؟ به دروغهاو فریبهایی که هزار بار شامل حالمان می شود و فراموش می کنیم ؟؟