جا گذاشتی ام؟!

امروز به البرز می روی.

کاش ببری من را هم.

تو که می دانی من چقدر کوه را دوست دارم و تو را بیشتر!

از صخره های کوه که بالا می روی کاش من را برده بودی تا دستم را بگیری در هر عبور ...از هر صعود!

آن بالا هوایش فرق دارد با این زمینی که من دوستش ندارم گاهی! آن بالاها که می رویم کسی سوال نمی پرسد از ما برای هر دلیلی که بی دلیل است شاید کمی!

چرا بیدارم نکردی صبح؟

من چرا خواب ماندم باز؟

تو چرا تنها رفتی کوه؟

بس نیست این همه دغدغه ای که گاهی سایه می شود در تمامی پیکر ِ هـــــــــــــر راهم؟ حالا تـــــــو هم باید جا بگذاری ام امروز... اینجا... تا پر همهمه تر هم باشم؟!

چقدر خوب است تکرار نام ساده ات حتی اگر جا گذاشتی ام

آرش؟

آرش؟

آرش؟

به انتهای آن همه ی البرز که رسیدی...آنجا که فقط این تو بود و دست هایی که بلندشان کنی اگر، در نزدیکی آن خداست...یادت باشد که تیر آخر کمانت رها شود اگر، آزاده شود  شاید این اسیر مانده ی غریب در نامی که آزاده است!!

 پس بخاطر آن خدا که ایران باستانش روح دارد هنوز، تیر آخر کمانت را جایی بفرست عمیق...قوی...عمیقتر از هر قوی، که من دیگر مردد نمانم در پس هر ابهام که دیوانه ترم کرده شاید باز!

من حالم خوش نیست گاهی!

کاش تیر بودم آرش... وقتی کماندار تویی!

 

 

توی پرانتز با ربط: جشن تیرگانتان ، قشنگ 

بعدا توی پرانتز شد: اسپانیای من قهرمان است...این را که می دانم

...آزاده از کلبه ی ویوارا

/ 69 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

وای چقدر از این [نیشخند][نیشخند] خوشم می آید با این چشمهای ریز خنگش!

طوبی

[ماچ]قهرمانی اسپانیا مبارک خانومی [ماچ] به روزم

Shahab

منظورم از خونه جدید اون یکی وبلاگه که توش سفرنامه ها رو میذاری آخه من چند وقتی که نبودم و اون یکی رو ندیده بودم بازم قهرمانی اسپانیا مبارک [تایید]

مولر از محله آلمانی نشین کرمان.

[گل] مبارک باشه ای اسپانیش, ای قهرمان, ای گیتار .

ساروی ریکا...///

[گل][گل][گل][گل][گل]هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال][گل][گل][گل][گل][گل] ل][گل][گل][گل][گل][گل] اینجا چرا سر و صدایی نیست ل][گل][گل][گل][گل][گل] ل][گل][گل][گل][گل][گل]بلاخره اسپانیات ندر لند ما رو برد ل][گل][گل][گل][گل][گل] ل][گل][گل][گل][گل][گل]گر چه بزور یه گل زد اما حق هر دو بود ...///ل][گل][گل][گل][گل] ل][گل][گل][گل][گل][گل]تبریک میگم آزاده عزیز ...///ل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل]][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ساروی ریکا...///

بله من از نیمه دوم دیدم چون نمیخواستم ببینم ..باز هم جون میدونستم نیمه اول کاری انجام نمیشه باور میکنی .؟.چهار سال پیشم جام جهانی رو برای ایتالیا پیش بینی کرده بودم و یه سکه هم برنده شدم امسال اصلا میدونستم ولی شرکت نکردم نمیدونم چرا ...///

بهار

[بازنده] [ماچ]

سمیرا

تولد تیمت منظورم بود! :دی

6080e bozorg

سلام ای هستی هستی بخش تمام هستی من تو که -میدانی شاید هم ندانی- اما به هرحال: من کوه را که هیچ، حتی صعود و کمانداری را نیز از تو یاد گرفتم.با گرفتن دستان تو در هر صعود از هر همراهی. آخر ابیمان می گوید: "من از تو یاد گرفتم، که راه کوه بگیرم، که عشق خود چگونه، از دل کوه بجویم" دلیل سوالهای دیگران را هم، میدانیم، هم تو وهم من، اما هرچه هست دیگر جوابگویشان نخواهم بود، چون وقت تنگ است، چون چشم تو به من و کمان من است،چگونه میتوانم نشنوم نجوایی راکه مرا میخواند... آرش؟ آرش؟ آرش؟ دیگر طاقت این کمرکش کوه را ندارم اگر صدا صدای خود توست... صدا از فراز قله می آیدو من هنوز در راهم!!! پس چرا تو آن بالایی؟!!! پس چرا من اینجایم؟!!! باز هم میشنوم... آرش؟ آرش؟ آرش؟ آری......! صدای خود توست...! یک نفرمرا از سر در گمی نجات دهد که بدانم ایران باستانی که در پس قله است جا مانده یا من؟؟؟!!! آزاده؟ آزاده؟ آزاده؟ جا گذاشتی ام؟!