پاپيتال:سريال محبوب!!!

اولین ماه تابستان است و پخش سریالی آغاز شده است  که قرار است آنقدر جذاب باشد

که هر شب شما را از ماهواره17.gif جدا و به تلویزیون بچسباند31.gif!موضوع آن در مورد سایه و

سپیده و مادرشان است که قانقاریا دارد و قرار است فوت کند!سپیده خوب و سفید است و

سایه بد وسیاه!پس اولی چادر سر می کند و نمازخوان است اما دومی مانتویی است19.gif

وتازه دوست پسر هم دارد14.gifو حتما اگر پایش بیفتد اعتیاد هم مصرف می کند

38.gif.کم کم خانواده ی آقای حشمت هم وارد ماجرا می شوند که بهرنگشان همان

 دوست پسر سایه است(دوست پسر یعنی چه؟30.gif)آنقـــــــــــدر سپیده خوب است و در

 شخصیت او غلو شده که شما عاشق حشمت می شوید!مادر که مبتلا به قانقاریا است

پس از اینکه چند صد بار هر شب دچار غش و ضعف می شود٬ بالاخره فوت می کند

41.gif.اولین بار است که از مرگ یک نفر خوشحال می شوید!

مرداد طولانی هم می رود و شهریور می آید.خودتان هم نمی دانید که چرا به تماشای این

 سریال می نشینید!شاید عادت کرده اید که هر شب قبل از خواب یک فصل دٍق بخورید

37.gif.جالب اینجاست که تمام روزی نامه ها هم پایان سریال محبوب شما را تیتر درشت

صفحه ی اولشان کرده اند.خلاصه سایه که با بهرنگ ازدواج کرده٬بچه دار می شود اما چون

 شوهرش او را ترک کرده و پدر شوهرش هم مفسد فی العرض می باشد در دوران

حاملگی اش دائما در حال غصه خوردن و گریه کردن است.نتیجه ی این شکنجه های

روحی این است که وقتی بچه اش متولد می شود هیکلی ۵ برابر نوزادان دیگر دارد13.gif!

اسم او را تابستان می گذارند.سایه زندگی اش را می چرخاند٬خرج دانشگاهش را می دهد

و تازه ماشین هم می خرد همه ی این معجزه ها حتما به این دلیل است که او دیگر نماز

می خواند البته چادر سرش نمی کند پس هنوز خیلی خوب نشده است!تابستان کوچولو

برای اینکه به شما ثابت کند یک ابرکودک است بار دیگر جهش پیدا کرده و ناگهان چندین

سال بزرگتر می شود13.gif.لحظه شماری می کنید که بهرنگ زودتر ایدز بگیرد و سریال تمام

شود.اما در قسمت آخر کارگردان برای آنکه پایان لو رفته ی داستان را به روی خودش نیاورد

٬ ویروس محترم اچ ای وی را از بدن او حذف می کند.موهایش سفید شده و حالش بد

است...با خود درگیر هستید که پس بهرنگ چه مرگش شده است43.gif که نهایتا حدس می

زنید شاید چون دوست دختر داشته در حال تقاص پس دادن است!

خلاصه سریال تخیلی محبوب شما به پایان می رسد بدون اینکه بفهمید اصلا درد آن جوان

چه بود و سرانجام این همه شب ها که تماشا کردید چه شد؟؟؟!!!

*با تشکر از سینای عزیز بخاطر قالب زیبایی که برای کلبه ی عشق درست کرد.

...آزاده از کلبه ی عشق

/ 67 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر بارانی

من دلم گرفته و پر درد و درب و داغونه...آزی جون چرا تو نمی نويسی؟خبری ازت نيست..خوش ميگذره يا بد که پيدات نيست؟

شهرام

پسري بودم که اسم نداشت با دختري آشنا شدم که وجود نداشت به شهري رفتيم که آدم نداشت به رستوراني رفتيم که غذا نداشت با قاشق چنگا لي غذا خورديم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر کار گذاشتن شما خيلي مزه داشت

یک فرد آشنا

سلام جیگر میخوام بیام خواستگاری حالا کی بیام با مامان و بابا صحبت کن جواب را به من بده هر چی خدا بخواهد

شیوا

سلام خوبی همگی خوب هستند نماز روزه ها قبول درگاه حق آزاده حالت خوبه سلام برسون

اميد ساحل نشين

سلام..اولین دقایق روز چهاردهم مهرماه هست..سالروز تولد کلبه..اینجا که خبری از جشن نیست..همه خوابیدن..کسی هم مارو هنوز دعوت نکرده..ما هم یواشکی که کسی از اهالی کلبه بیدار نشه سالروز تولد کلبه ی عشق رو از طرف همه ساحل نشینان تبریک میگم و انشالله که سال قشنگی داشته باشه کلبه ی عشق..موفق باشین همه کلبه ایی ها..تولدتون مبارک..بای ..امید..ساحل..

سلام.در مورد سريال موافقم.بد فاجعهای بود. بدبختانه منم مثل ديگران بينندش بودم. ولی وقتی تموم شد به آقای مقدم که توی سريالای بند..... يد طولايی داره تبريک گفتم. چون تمام هنرش به مردم شناسی و روانشناسی ايرانی بوده. چون خوب مي دونه کسی تو سريال دنبال کيفيت و مسائل فنی نيست. به قول معروف سريال بايد درصد خاله زنک بودنش بالا باشه بقيه مواردرو با عرض معذرت بش..... راستی تولد وبلاگتو تبريک می گم اگرچه فکر می کنم توام تو وبلاگ نويسی شباهت زيادی به آقای کارگردان نامبرده داری شوخی کردم تولد پاپيتال مبارک.

نيما

بببخشيد کامنت قبلی مال من بود از بس مطلبت جالب و هيجان انگيز بود يادم رفت اسممو بنويسم

majid

ey val faghat bekhatere ESME GHASHANGETON AZADEH