من در هُبوط

- ((چقدر روح محتاج فرصت هایی است که در آن هیچ کس نباشد!تنها در این حالت است که

 هیچ ((بودن))ی بودن تو را در قالب هیچ ((چگونگی)) ای مقید نمی دارد و این آزادی بی

 مرز و شور انگیزی است))

این صدای دکتر است که در مخیله ام می پیچد.یک آن در لذت نداشته ی این آزادی غرق

 شدم!چه اسارتیست دردآور ٬ که در روحت کسی وصله شده باشد٬ که نباید باشد!سایه

اش از پس ِ عدم ِ وجودش٬ در وجودم سنگین است!تمام بودنش ٬ نبودن بود و حال که

نیست٬ یادش در ساحل٬ به حال کشتی شکستگانم نیشخند می زند!!!و من زیر این بار چه

بگویم؟

-گفت: ((سرمایه ی هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد!))

- زبان گفتنی هایم را به سکوت کشانده ام اما مرا قلمی است که فریاد ناگفته های ملفوظ

است.اگر او هم دم نزند٬ من از درون متلاشی می شوم!بگذار قلمم ناجی سکوتم باشد!

- گفت:((عشق مگر نه بیتابی شور انگیز دل هاست در جستجوی گم کرده ی خویش؟))

- اما این عشق نیست...گرچه نچشیدمش٬ می شناسمش...آنچه درونم را می جَوَد عشق

نیست...یقین دارم٬ چرا که من نه مجنونم و نه دلداده ی لیلا...عشق نیست٬ تنها عادتی

است که اعتیادش مرا به درد کشانده٬ دردی که دلم تمام بارش را به دوش می کشد چون

هنوز به تبعید گاهی که برایش ساخته ام خو نکرده است!برای التیامش چه کنم؟

-گفت: ((رجعت٬ شورانگیزترین آرزوی دل های خو ناکرده به تبعیدگاه است!))

- رجعت؟؟؟!!!نه دکتر...هرگز نخواهم گذاشت با رجعتی دوباره بیش از پیش مرا از من

بگیرند!رجعت به مسیری که مقصدش رو به ناکجاست را هرگز نخواهم!!!

-گفت: ((اما تنها خوشبخت بودن٬ خوشبختی رنجزا است٬ نیمه تمام است که تنها بودن٬

بودنی به نیمه است!))

- این را می دانم.اگر خویشتنم را به سوی خلوت ِمعبد ِ تنهایی ام می برم نه برای این است

که لدت خوشبختی را در تنهایی می جویم...نه هرگز...فقط احتیاج دارم که چند صباحی

چون راهبانی از خود تهی٬ به طلوع هایی که از پس هر غروب خواهند آمد دل ببندم...من

چقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر محتاج این تهی شدنم!

- گفت:((نیاز همیشه زاده ی نقص نیست٬ زاده  ی فقر نیست ٬ نیازهایی هست که زاده ی

کمال است و اقتضای غنی!))

- پیش خودت بماند دکتر٬ دلم می خواهد آزاده را با خشونتی در ماورای اوج٬ به ((اسارت))

 ببرند تا شاید بیشتر و بیشتر ((آزاده)) شوم!!!

- گفت:((عشق زنجیری است که پاهای مضطرب انسانی در طلب آن است که بر سر

همه ی راه هایی که می تواند رفت آواره مانده است!))

                                                         

خوبتر که فکر می کنم می بینم دکتر چون همیشه راست می گوید که می گوید:

                 من در هر ستاره٬

                        در جلوه ی هر مهتاب ٬

                                  در عمق تیره ی هر شب ٬

                                              در هر طلوع ٬

                                                         در هر غروب

                                                                   چشم به راه آمدن تو ام .   .   .

                                ***********************************

*جملات درون پرانتز٬ مربوط به کتاب هبوط دکتر شریعتی است.

...آزاده از کلبه ی عشق

/ 31 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکبر

سلام... شريعتی مردي است برای تمام نسل ها... طرز فکر و احساساتش هر کسی را به فکر وا می دارد شکوه ساده زيستنش ستودنی است... ((احاس خلا مربوط به روحی است که انچه در اين جامعه و زمان و در این ابتذال روز مرگی وجود دارد نمی تواند سيرش کند...)) شاد باشی...

خورشيد شکوهمند و رز مقدس

ياد «کيوم يونگ» در سريال «دائه يانگوم» افتادم!! ... خورشيد شكوهمند و رز مقدس به روز شد: - افتخاري ديگر براي ايران - بخش انگليسي سايت فعال شد - پخش مصاحبه اختصاصي شبكه دو با لي يونگ آئه - اوليور استون فيلم احمدي نژاد را مي سازد - نظرسنجي: محبوب ترين بازيگر زن آسيا در ايران و پديده اي ديگر از شرق آسيا (كيكو كيتاگاوا)

RAMAT

سلام بر تو ای آزاده ی کلبه عشق ممنونم که اومدی نکته های قشنگی از دکتر انتخاب کردی و در پرانتز ها به آنها اشاره کردی. زيبا بود. من امروز آپ کردم يعنی در حقيقت هر روز آپ می کنم. خوشحال می شم بيايی. منم مزاحم شما می شم.

مریم

سلام عزیزم خیلی وبلاگ قشنگی داری من که خیلی نوشته هاتا دوست داشتم یه سری هم به من بزن من لینکت می کنم تو هم منو لینک کن plz

دانش

< همه می ميرند > خيلی به دردم خورد بنده هم اميدوارم پيش از مردن، زندگی کنم

نازی

سلام آزاده جون اين چند روزه نا خود آگاه همه جا دارم از دکتر شريعتی که واقعا دوسش دارم ميخونم.منم يه مدت هيچی نميگفتم.ولی سرمايه های دلم بدجوری داشت منو ميترکوند.من برعکس خيليا که از رو کنجکاوی وبلا ساختن از رو نياز شروع کردم.حرفای نگفته يه وقتا آدمو خفه ميکنه.

نازی

بابت لينکم خيلی خيلی ممنون خيلی دوس داشتم لينکم کنی خجالت ميکشيدم بگم فردا من دارم ميرم شيراز.اين دفعه حتما تخت جمشيدم ميرم سلام خاص تورو هم به کوروش کبير ميرسونم.

تنهايی مرا بکش تا... بامداد قيامت!

سلام دير آمدم ولی بهر حال آمدم....تاخيرم را ببخش ممنون از حضورت وبلاگت زيباست به همراه نوشته‌های زيباتر... و اين پست و گفته های دکتر شريعتی که هميشه بعد از خواندنشان آرامشی در وجودم حس می‌کنم.... شاد باشی

بشير

آزي تو فكر مي كني تويي كه فقط حالت بده!......اگه بدوني من چقدر حالم افتضاحه.....من الان نياز دارم از خودم يكمي دور باشم.....الان تحمل خودمو ندارم.....به قول تو محتاج تهي شدنم ولي از چيزي كه منو به اينجا كشوند.......اميدوار بودم كه تو حداقل يه كوچولو هم به من حق بدي......