Some Things To Tell
ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ خرداد ۱۳۸٦  

۱.

خیلی وقته نیومدم و ننوشتم...هیچ توجیهی پذیرفتنی نیست برای این غیبت حاصل از

تنبلی !

                                          

۲.

از ۱۷ اردیبهشت تا ۲۱ ام شیراز بودم.۱۸ و ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت اولین کنگره ی میکروب

شناسی بالینی ایران در شیراز در سالن سینا صدرا تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی شیراز

 برگزار شد.شرکت در این همایش برام مفید و جالب بود.مفید بخاطر مقاله هایی که ارائه

شدند و جالــب از این نظر که ۴ تن از استــاد های خودم سمیـنار دادند و همچـنین با

میکروبیولوژیست های زیادی از شهرهای دیگر آشنا شدم.و اما شیراز...اولین باری نبود که

 به این شهر تا بی نهایت دوست داشتنی می رفتم. در تیرماه سال ۸۳ هم به میهمانی اش

 رفته بودم اما این بار در بستر اردیبهشتی به وسعت ابرهای پر باران رفتم تا نوای دل انگیز

بهار نارنج هایش دیوانه ام کند!رفتم تا در پس زیبایی دل فریب باغ ارمش٬ در آوای مسکوت

 ستون های ویران اما جاودان پرسپولیسش٬ زمان را بخواهم که بایستد تا بیشتر تماشایش

کنم!!!

                                            

۳.

بعضی لحظه ها از جنس گذشتنند!!!

بعضی یادها از جنس فراموشی!!!

رد می شوم از نهایتِ فراموشیِ لحظه هایِ گذشتنی!!!!!!!

...آزاده از کلبه ی عشق