پاپيتال:سريال محبوب!!!
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٥  

اولین ماه تابستان است و پخش سریالی آغاز شده است  که قرار است آنقدر جذاب باشد

که هر شب شما را از ماهواره جدا و به تلویزیون بچسباند!موضوع آن در مورد سایه و

سپیده و مادرشان است که قانقاریا دارد و قرار است فوت کند!سپیده خوب و سفید است و

سایه بد وسیاه!پس اولی چادر سر می کند و نمازخوان است اما دومی مانتویی است

وتازه دوست پسر هم داردو حتما اگر پایش بیفتد اعتیاد هم مصرف می کند

.کم کم خانواده ی آقای حشمت هم وارد ماجرا می شوند که بهرنگشان همان

 دوست پسر سایه است(دوست پسر یعنی چه؟)آنقـــــــــــدر سپیده خوب است و در

 شخصیت او غلو شده که شما عاشق حشمت می شوید!مادر که مبتلا به قانقاریا است

پس از اینکه چند صد بار هر شب دچار غش و ضعف می شود٬ بالاخره فوت می کند

.اولین بار است که از مرگ یک نفر خوشحال می شوید!

مرداد طولانی هم می رود و شهریور می آید.خودتان هم نمی دانید که چرا به تماشای این

 سریال می نشینید!شاید عادت کرده اید که هر شب قبل از خواب یک فصل دٍق بخورید

.جالب اینجاست که تمام روزی نامه ها هم پایان سریال محبوب شما را تیتر درشت

صفحه ی اولشان کرده اند.خلاصه سایه که با بهرنگ ازدواج کرده٬بچه دار می شود اما چون

 شوهرش او را ترک کرده و پدر شوهرش هم مفسد فی العرض می باشد در دوران

حاملگی اش دائما در حال غصه خوردن و گریه کردن است.نتیجه ی این شکنجه های

روحی این است که وقتی بچه اش متولد می شود هیکلی ۵ برابر نوزادان دیگر دارد!

اسم او را تابستان می گذارند.سایه زندگی اش را می چرخاند٬خرج دانشگاهش را می دهد

و تازه ماشین هم می خرد همه ی این معجزه ها حتما به این دلیل است که او دیگر نماز

می خواند البته چادر سرش نمی کند پس هنوز خیلی خوب نشده است!تابستان کوچولو

برای اینکه به شما ثابت کند یک ابرکودک است بار دیگر جهش پیدا کرده و ناگهان چندین

سال بزرگتر می شود.لحظه شماری می کنید که بهرنگ زودتر ایدز بگیرد و سریال تمام

شود.اما در قسمت آخر کارگردان برای آنکه پایان لو رفته ی داستان را به روی خودش نیاورد

٬ ویروس محترم اچ ای وی را از بدن او حذف می کند.موهایش سفید شده و حالش بد

است...با خود درگیر هستید که پس بهرنگ چه مرگش شده است که نهایتا حدس می

زنید شاید چون دوست دختر داشته در حال تقاص پس دادن است!

خلاصه سریال تخیلی محبوب شما به پایان می رسد بدون اینکه بفهمید اصلا درد آن جوان

چه بود و سرانجام این همه شب ها که تماشا کردید چه شد؟؟؟!!!

*با تشکر از سینای عزیز بخاطر قالب زیبایی که برای کلبه ی عشق درست کرد.

...آزاده از کلبه ی عشق