تنها با نام او
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٥  

از ميان هزار راه دنيای بلاگ ها ٬ چند وبلاگ را بيش از بقيه دوست دارم که يکی از آنها ((ساحل

 نشينان)) وبلاگ يک دوست قديمی است.در پست آخرش جمله ی جالبی بود:

((توی اين دنيا به چيزی که ماله خودت نشده نبايد دل ببندی))!

بُعد عمقش آنقدر برايم زيبا بود که نتوانستم در اينجا ننويسمش چرا که تمام ضربه هايی که

خورده و می خوريم بخاطر دل بستن به برخی از چيزهايی است که شايد روزی دست زمان و

روزگار از ما بگيردشان!

پس ای کاش خدايمان ياری مان کند تا حس کنيم و عشق بورزيم اما خود را در محـــــبــــــس

دلبستگی به آنچه هنوز قطعا به نام ما سند نخورده٬ اسير نکنيم.گرچه حس و عشق مسيری

 در راستای وابستگی است اما در کنار همه ی اين ها ٬ ما را عقلی همسفر است که بايد

اجازه دهيم او هم واقعيت ها را بيبند!

و چه زيباست روزی که در ورای عطر دل انگيز خدا ٬ من و تو و ما  همراه با عقل و احساسی 

که به تفاهم رسيده و مکمل همند به نهايت جاودان قصه هايمان برسيم...

...آزاده از کلبه ی عشق