سوالت چقدر خوب بود!
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ تیر ۱۳٩٢  

سوالت چقدر خوب بود
آنقدر بی مقدمه...وحشی...گس
که من
نه مکث شدم، نه جواب
پرتاب شدم با شوق
به روزهایی خط‌خطی با انحنای هویتی معلوم

سوالت چقدر خوب بود
آنقدر ساده...سنگین...موهوم
که من مردمک چشم‌هایم جا خورد
و ذهنم زنگ خانه‌ای را زد
و فرار کرد و زمین نخورد

سوالت چقدر خوب بود
آنقدر تاریک...برهنه...سکوت...لخت
‌‌‌‌‌‌‌که من اسیری کالبدم جا ماند
در فراسوی پالتوی بلند سرمه‌‌ای‌ام
پشت داغی تابستان یک ظهر

سوالت چقدر خوب بود
آنقدر گیج...جدی...ناب
که من
یادم رفت...یادم هست...یادم نیست
راستی
دلم کجاست؟ کو؟!! 

...آزاده از کلبه‌ی ویوارا


کلمات کلیدی: ک ن س ت ا ن ت ی ن