٢٩۵ متر بالاتر !
ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸  

اینجا به ابرها نزدیک تر است. و چون تو بالاتری همه چیز را کوچک تر می بینی. ۴٣٧ متر ارتفاع دارد اما  تا اینجا که ما آمده ام ارتفاع ٢٩۵ متر است. افق خوب پیدا نیست هم مه هم غبارهای شهر دوست داشتنی من، خوب تر دیدن را سخت کرده اند. اما چیزی شبیه قله ی دماوند در آن دورها پیداست. می گویند زلزله هایی تا ٨ ریشتر را تاب می آورد! کاش راست گفته باشند که اگر غیر از این باشد من دلم می سوزد بیش از همه برای آن ها که در بیمارستان میلاد بستری شده اند.

             

اینجا برج میلاد است...چهارمین برج بلند دنیا. آسانسوری با سرعت ٧متر بر ثانیه در عرض ۴٠ ثانیه تو را ٢٩۵ متر بالا می برد! حس می کنی سوار هواپیما شده ای و به سرعت از زمین دور می شوی. وقتی پا در محوطه ی بالای برج می گذاری مثل این است که باز هم در یک هواپیما نشسته ای اما این هواپیما شیشه ندارد و چشم های تو بدون حصارهای شیشه ای زیر پایش را می بیند و تو گاهی دلت می ترسد از اینکه لبه ای که به آن تکیه داده ای رها شود و تو را رها کند در مسیری که به سمت جاذبه ی زمین با سرعتی زیاد پیش می رود.

 

 

نگاه کن که از اینجا که من ایستاده ام نردبان چه ارتفاع حقیری دارد! مثل همان کوه هایی که با هم رفته ایم اینجا هم که می ایستم تمام تهران در سیطره ی نگاه من است! قول بده، قول که یک روز با هم از اینجا بپریم! نه بی چتر...با چتر، که من دوست دارم زنده بمانیم!!

توی پرانتز: دیروز از برج میلاد بازدید کردیم. ما میهمان بودیم و پولی نپرداختیم اما دیدم که بلیت های ۶٠٠٠ تومانی برای بازدید هر نفر فروخته می شد! آقای قالیباف-شهردار محترم-، مردم را سوار آسانسور می کنید و آن بالا پیاده شان می کنید تا چند دقیقه-فقط چند دقیقه- از آن بالا، پایین را نگاه کنند، ۶٠٠٠ تومان برای هر نفر، کمی-فقط کمی!- زیاد نیست؟؟!!

...آزاده از کلبه ی ویوارا


کلمات کلیدی: برج میلاد ،کلمات کلیدی: چهارمین برج بلند دنیا