*Muchas Gracias Mi BARCA *
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳۸۸  

                           طرج جلد همشهری جوان-اینم حق کپی رایت

گفته بودند خون به پا می شود!

و خون هم به پا شد و حالا تمام مردم منچستر که هیچ، تمام مردم انگلستان باید جمع شوند و تا خون در بدن دارند به بازیکنانشان خون های سالم و ایدزی اهدا کنند تا شاید کمی از زخم هایی که امشب خوردند و خون هایی که از آن ها رفت جبران شود!

در این میان این منم که به هیچ وجه احساس عذاب وجدان نمی کنم چرا که پیش از نبرد به خانه ی تمام دوستان منچستری ام سر زدم و پیامبرانه برای ارشاد ان ها کوشیدم و خالصانه هشدار دادم که

  و تنها چند ساعت دیگر باقیست تا پیروزی فرشتگان کاتالان بر شیاطین سرخ

  و شما تنها چند ساعت دیگر وقت دارید تا توبه کرده و رستگار شوید

 

و گوش نکردند و طریق درستی را پیش نگرفتند و راه رستگاری را دانسته، چه آسان بر باخت دادند. باشد که خدای کاتالان بر آن ها ببخشاید.

کم پیش می آید که صدای این من را از جایی به جز شمال بارسلونا بشنوید... این بار یکی از آن دفعه هاست: اینجا ایتالیاست صدای آزاده از کلبه ویوارا از ورزشگاه المپیک رم:

اینجا آنقدر سر و صدا زیاد است که صدای خودم را هم نمی شنوم...نه اینکه کر باشم اما خب نمی شنوم دیگر...فقط یک گوشه نشسته ام و لپ تابم را گذاشته ام روی پایم و تایپ می کنم. می خواستم این پست را فردا سر فرصت وقتی که در هتل ۵ ستاره ی رم در حال استراحت و نوشیدن کاپوچینو هستم، برایتان بنویسم اما آنقدر کامنت های عمومی و خصوصی دوستان پس از بازی در پست قبلی شرمنده ام کرد که همین الان که ساعت ٢:5٠ نیمه شب است به تایپ کردن برخاسته ام!

دقیقه ی ١٠ ساموئل اتوئو اولین گلوله را به سمت کاخ الترافورد نشانه می رود و دقیقه ی ٧٠ لیونل مسی این کاخ را متروک می کند تا ثابت شود شیطان سرخ را توان مقابله نیست وقتی که فرشتگان از کاتالان می آیند!

 

من گرچه سالهایی از عمرم را صرف کرده ام برای آموختن زبانی که زبان رسمی سرزمین منچستر است اما عجیب از این تیم خوشم نمی آید! و گرچه تیم ملی پرتغال و بازیکنانش را بعد از اسپانیا و ایتالیا  دوست می دارم اما کریس رونالدو هم وقتی منچستری می شود برایم به شدت دوست نداشتنیست! مخصوصا که امشب تا توانست کارلس پویول ما را ناجوانمردانه کوباند هر چند که پویول یک ماتادور است و به این حمله ها عادت دارد!

 

آن پارکینگسون(می دانم اسمش پارک جی سون است اما آدم وقتی ژنتیک زیاد خوانده باشد اسم بازیکن های کروی(منظور کره ای است نه آن کروی های هندسه) را به مثابه بیماری های ژنتیکی می شنود) چه می گفتم؟ هان آن پارکینگسون که کاملا مشخص است به چه تدابیری در منچستر جای داده شده! از سیاست بیزارم و نمی خواهم قاطی فوتبالش کنم اما معتقدم اگر مسائل پشت پرده در کار نم بود آن بازیکن کره ای در منچستری که ابعادش بزرگتر از اوست، جایی نمی داشت!

 

من که بازی را مستقیم در ورزشگاه می دیدم اما در عکس ها دیده شد که یک سمت از بالای تصویر یک نوار مشکی و در طرف دیگر هم نماد انتخابات است! جا که زیاد بود یک نماد ماهواره امید هم می گذاشتند سمت چپ پایین و سمت راست پایین هم یک آرم انرژی هسته ای چیزی ردیف می کردند. وسط تصویر هم یک آرم خودروی ملی می گذاشتند تا از ورای کله ی اسب بازی را نظاره گر باشید.

 

 در طول بازی دوستان وفادارم(حتی آن ها که از تبار آن فرگوسنند) در کنارم یودند مخصوصا شماره یک که لحظه لحظه ی بازی را درکامنتدونی پست قبلم برای همیشه به یادگار می گذارد و با عکس هایش، مخصوصا این عکس سفارشی که اثری از ویکتور والدس دارد به شدت خوشحالم می کند.

 

 

داور نارنجی پوش سوت می زند و بارسلونای من قهرمان می شود و ٣جام را در یک فصل به خانه می برد تا خون اسپانیایی من پر از اکسیژن شود. آنها که میهمان اینجا بوده اند می دانند اما برای آنها که نمی دانند متذکر می شوم که مقادیری از رگ های اینجانب به وبژه در نواحی نزدیک به مغز و قلب به شدت اسپانیایی می باشد.

 

 توی پرانتز: به احترام دوستان منچستری ام بسیار تلاش کردم انزجار خود از منچستر را پنهان کنم اگر جایی معلوم شده، ناخوداگاه از این گوشه کنار در رفته، شما بر من ببخشاییدش.

 

 ...آزاده از کلبه ی ویوارا

 


کلمات کلیدی: بارسلونا ،کلمات کلیدی: قهرمان جام باشگاه اروپا 2009