پاپیتال: هری پاتر 7
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧  

در روزنامه می خوانید که سریالی با بازی حامد بهدادخوشمزه قرار است هر شب از شبکه ی دوم سیما پخش شود. از آنجا که شما آدم سطحی نگری هستید و فقط به خاطر بازیگر، به تماشای فیلم یا سریالی می پردازید، برای دیدن این سریال ترغیب می شوید! در این سریال فرامرز قریبیان بسیار متفاوت ظاهر شده و نقش هری پاتر را بازی می کند! او بر یک جاروی جادویی سوار می شود و در هر جای تاریخ که تقدیر الهی باشد، فرود می آید! اصلا هم قرار نیست برای این فرودها توجیهی داشته باشد چون در سریال های علمی-تخیلی-فانتزی هیچ محدودیت زمانی-مکانی وجود ندارد و کارگردان می تواند تمام خلاقیت هایش را درون لوکیشن های دلخواهش منفجر کند! حامد بهداد نقش عماد را بازی می کند که داماد هری پاتر است و با اینکه آدم صادقی نیست و به رفاه ملت نمی اندیشدافسوس، می خواهد کاندید انتخابات شورای شهر شود. الهام حمیدی هم در نقش همسر عماد و دختر هری پاتر ظاهر شده است و مثل همیشه یک خانم متدین چادری فوق العاده مثبت است.چقدر خوب است که الهام حمیدی در انتخاب نقش هایش هر روز بهتر از دیروز است و به تکرار نمی افتدخیال باطل!

از آنجا که فیلم کاملا فانتزیست از تمام تکنیک های روز بهره می برد و هر وقت دوستان سوار ماشین می شوند، کاملا معلوم است که ماشین ثابت است و پشت سرشان پرده آبی گذاشته اند!

هری پاتر سوار ماشین ماورایی اش می شود و راهی شهرستان پدری اش می شود اما در آنجا توسط افراد سودجو مورد ضرب و جرح قرار می گیرد تا ذهن شما را به چالش ببرد که:

١)آیا هری پاتر مُردانده شد؟

٢)بعدا می ترکد؟

٣)از اول مرده بود؟

۴)همه می میرند؟

ضاربین او را به غار اصحاب کهف منتقل می کنند و او وقتی چشم می گشاید خود را در قرن های گذشته می بیند! شما چنین تصاویر فانتزی ای را قبلا فقط در پارک ژوراسیک دیده بودید. هری پاتر به کوفه سفر می کند. لحن صحبت کردنش گاهی محاوره و امروزی و گاهی به سبک قدیمی و ادبی است تا هیجان سریال بیشتر شود و سر انجام در نقطه ی اوج داستان او در صحرای کربلا ظاهر می شود و در حالیکه قصد دارد تاریخ را تغییر دهد کشته می شود! شما توانایی ربط دادن ماجراها به هم را ندارید و از شدت ضعف و شوکی که از دیدن این تصاویر بی نظیر بر شما وارد شده، به زیر سرم می روید!

از آن طرف دختر هری پاتر گم شدن پدرش را به پلیس اطلاع می دهد و با آرامش از آن ها می خواهد که اگر وقت داشتند و حوصله شان سر رفته بود برای پیدا کردن پدرش اقدام کنند. 

پلیس ضاربان را دستگیر می کند و آنها به قتل هری پاتر اعتراف می کنند اما از جنازه خبری نیست! شاید جنازه ی هری پاتر در حالیکه بین دو زمان در حال پرواز بوده از بالای جارو افتاده و در جایی بین اقمار گم و گور شده است! پلیس به دختر هری پاتر می گوید: متاسفانه پدر شما به قتل رسیده!

واکنش دختر هری پاتر در مقابل این سخنان درست مثل این است که کسی به او بگوید: خانم دختر هری پاتر، شیشه ی انباری تان شکست!

عماد به او می گوید:جنازه پیدا نشده شاید آقا جون هنوز زنده باشد.

اما دختر هری پاتر اصرار دارد که "به قتل رسیدن" از "زنده بودن" خیلی شیک تر است، از این رو با افتخار تاکید دارد که آقا جونم-هری پاترم-به قتل رسیده استبغل.

بلاخره جنازه ی هری پاتر را نزدیک کربلا پیدا می کنند در حالیکه روی صورتش پر شده از جای زخم های نیزه که در جنگ بین امام حسین و سپاهیان یزید بر صورت او فرود آمده استفرشته!

عماد هم به شکلی بی نظیر در آخر فیلم متنبه می شود و دیگر نمی خواهد یک نماینده ی مجلس شیاد باشد و با صلابت تاثیر گذاری عنوان می کند:کسی باید نماینده شود که مثل هری پاتر با درد مردم آشنا باشد..من هنوز در آن اندازه نیستم!

و همه چیز مثل برنامه کودک به پایان می رسدقلب!

دقایقی پس از اتمام سریال، بغض شما می ترکد و خود را به در و دیوار می کوبید که چرا حامد بهداد در این سریال تخیلی بازی کرده است؟! همچنین شما به شدت حیران مانده اید که این هایی که این چند شب تماشا کرده اید یعنی چه؟

...آزاده از کلبه ی ویوارا


کلمات کلیدی: پاپیتال ،کلمات کلیدی: سریال آخرین دعوت