پنجگانه ی بی ربط!
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧  

اپیزود پنجم:من

نوید و دو نفر دیگه از دوستان، نام ٢ دی تا ١٢ دی را دهه ی آزاده (با دهه ی فجر اشتباه نشود!) گذاشته اند.(آن ها این نام را گذاشته اند، ژن خودتحویلی من هیچ نقشی در این نامگذاری نداشت به خدا) از آنجا که میهمان های کلبه در پست قبل به من قول داده اند که برف خواهد آمد، من حالم خیلی خوب است و در این دهه در کلبه ویوارا پخش سرودهای اسپانیایی و فیلم های مناسبتی ماتادوری خواهیم داشت.

اپیزود چهارم:مسیح

سلام مسیح عزیز

من حالم خوب است وقتی زمستان است...خوب تر که می شوم برف هم می بارد.تو هنوز همین جا در حوالی همین تپه جلجتایی یا دیگر کوچک کرده ای به همان بهشت دانته؟راستش را بخواهی به تو هم حسودی ام می شود..تو را یک بار...فقط یک بار در یک جا به صلیب کشیدند و همه ی یک تاریخ یادشان مانده...من هر روز، هر جا نه یک بار، هر بار مصلوب می شوم آزاده وار، اما کسی حتی نمیداند...!

                          مواظب خودت باش حتی اگر در بهشت!...یک آزاده از کلبه ی ویوارا

توی پرانتز:اگر می خواهید در بازی نامه ای به مسیح شرکت کنید، به اینجا بروید.

اپیزود سوم:ما

امروز یک تصویرگر متولد ١٢ دی، به من یک پیشنهاد اشتهابرانگیز داد که برای کودکان قصه بنویسم و او تصویرگر داستانهای من باشد...ما قول داده ایم بهترین باشیم و متفاوت ترین...برای ما دعا کنید.

اپیزود دوم:پاستور

امروز هفتم دی(٢٧ دسامبر) تولدتوست.و با اینکه ١٨۶ سال از آمدنت گذشته، هنوز هم خیلی از آدم های بزرگ فکر می کنند ((میکروب)) های کوچک یعنی همان آلودگی...بیماری...مرگ! من به تمام دوستانم گفته ام اما تو هم باز برایشان بگو که تنها درصد کمی از میکروب ها، شاید ان ها را بیمار کنند! بقیه یا به من و تو و ما کاری ندارند و یا برایمان مفیدند! به آن خدا، این نان، ماست و سرکه که می خورید را از میکروب های ما دارید! کارخانه های مواد غذایی، کارخانه های لوازم آرایشی و خیلی جاها و چیزها که تو حتی شاید فکرش را هم نکنی، بودنش را از زندگی میکروبی دارد!

بخاطر پاستور و بخاطر آزاده ای که هنوز شاگرد پاستور است، با میکروب ها مهربان باشید.

                          پاستور دی ماهی من..پدر علم میکروبیولوژی ما

                                                                تولدت مبارک

توی پرانتز:پاستور تنها فرانسوی ای است که من دوستش دارم!!!

اپیزود اول:تو

تو از همان دیروز تا همین فردا

هر روز به آزار من می کوشی

و من بیشتر از هر روز دوست می دارمت هنوز

این چه صبریست...من نمی دانم!

...آزاده از کلبه ی ویوارا


کلمات کلیدی: میکروبیولوژی ،کلمات کلیدی: مسیح ،کلمات کلیدی: پاستور