یک پنج سالگی
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧  

چقدر زود بزرگ می شوی!

تو بزرگتر می شوی و من بیشتر یاد می گیرم! تو بزرگتر می شوی و بیشتر به من یاد می دهی! تو چیزهایی یادم داده ای که هیچ کس دیگر نمی توانست بگویدم! و من چقـــــــدر خوشحالم که تو را دارم !

دهم مهر جشن مهرگان بود(نوشته ی مهرگانی ام را در وبلاگ گروهی شهرزاد بخوانید) مهرگانی که تا شانزدهم مهر ادامه دارد.و گرچه کمتر کسی به یاد دارد که ما ایرانی هستیم و ((مهرگان)) در کنار نوروز بزرگترین جشن باستانی ایران ماست٬ من چقدر خوشحالم که تولد تو با جشن مهرگان گره خورده!

به رسم هر سال که برایت تولد می گیرم٬ می خواهم از میهمان هایم بگویم به پاس همراهی شان.میهمان هایی که قدمت همراهی تعدادیشان به ۵ سال می رسد:

پدر نازنینم: شما بودید که نوشتن رو یادم دادید و حامی قلم آزاده شدید.همیشه به من ایده دادید چه برای نوشته هام در اینجا و چه در هر جای دیگه.از خدا ممنونم که بهترین پدر دنیا را من دارمماچ.

Alguien Te Quiere :

que son parte principal de mi casa de campo  

سامان: رئیس جمهور...شیمی دان یا یک سیتی زن آمریکایی!!! عینکفرقی نمی کنه مهم اینه که کلبه ی آزاده ها یک سامان داردمژه.

سیما از گل آفتابگردون: من در مقابل تو سجده می کنم ای درختنیشخند.آشنا نبود سیما جون خودم؟ماچ

سینا: در بین تمام کتاب های عزیز کتابخانه ام، یک حافظ نفیس از همه عزیزتر است!سینا معلوم بود چرا؟قلب

امید:

A real friend is whom that reads my unwritten lines... so thank you uncle Leo

فرزانه:فرزان-خواهری که واقعا هستی- دوستت دارم به وسعت تمام .... و ......هایمانماچ

گلشید، مه سا و زینب: گلی شما که غریبه نیستی!عصبانیاشکالی داره؟مشغول تلفن مه سا همزاد ١٢ دی ای خودمیقلب. زی زی، منزل تشریف میارین؟آخ

یادگار دوست: بعد از یک وقفه ی کوتاه، بازگشتت بهترین اتفاق اخیر کلبه ی من بودلبخند.حالا جون ِحمید٬ جونِ پرستوتعجب سر اون قضیه٬ تو فارغ التحصیلی بهت گیر ندادن؟!!!شیطان

نوید: گرچه مدتیه کمتر وقت می کنی بیای اینجا٬اما همیشه همه جا گفتم که دوست خوبی مثل نوید،کم پیدا میشه.البته این خوب بودنت ارتباط مستقیم با دی ماهی بودنت داره ها.چشمک

محمد یونی خودمون: هر کجای دیگه هم که بری درس بخونی، تا آخر عمرت محکومی که محمد یونی کرج باشی مجمد یونی خودمون.

فرهاد: پارسال اینجا به نوید تبریک گفتم.امسال به تو تبریک می گم به این امید که سال دیگه به یادگار دوست عروسیشو تبریک بگم از دستش خلاص شیمخوشمزه.فرهاد امیدوارم تا همیشه در کنار همسفر نازنینت خوشبخت باشی.

بهنامترین: حالا که نوید یکم غیبت هاش زیاد شده تو در حال حاضر دی ماهی ترین مهمان کلبه ی منی.سلام

محمدینوی کتونی از فلورانسینو: اگه همه مثل تو توانایی یادگیرینوی زبانینوشون اینقدر بالا بود من سر کلاس هام اینقدرینو حرص نمی خوردم.فکر کنم هر سال تو تولد کلبه دارم این جمله ی تکراری رو به تو می گمخنثی.راستی اون سگینوکه ی اونروزو یادته؟چشم

سمیه/unfogiven/سوسن وکیل خود خودم/نازیلا/dead man از قصر/لی لی/بهار/فروغ نازنینم/آقای بابایی/ابرک قله نشین/احد/محمدجواد شکری/اقلیمای عزیزم/فرناز/استاد علیرضا/دکتر بوترابی/پویا کوشنده/مصطفی مردانی/یاشار/امین از فرشته جهنمی/نهان کوچولو/جناب مهرداد/سبا/سوگلی/علی پویا/سهند عزیز/بزرگمهر/شیفته/یاسین/نازی/هرمز ممیزی عزیز/کلاغ راست مغز/هزارویک شب/سعادت/بادبادک بی دنباله/شروین/رویا/آیدین/محمد١٣٠٠٢/neat/گیلدا/مروارید عرفان/زوربا و...

همگی به وسعت کلماتی که اینجا به یادگار گذاشتید برایم عزیز هستید.

و تو...چه کلبه ی عشق من باشی چه کلبه ی ویوارایم، دوست می دارمت به حرمت لحظه هایی که در تو ثبت شد! و تو هیچ وقت چیزی نگفتی و من چقـــــــــدر شنیدم از آن همه سکوت که می گفتی! همیشه بودی! آن روزها که فقط خدایمان بود و هیچ کس، تو بودی که با آزاده بودی!!!ومن این همه را یادم مانده و می ماند!!!این را آزاده وار قول داده ام!

                     قلب تولدت مبارک ای بخشی از زندگی و وجود منقلب

...آزاده از کلبه ی ویوارا


کلمات کلیدی: تولد ،کلمات کلیدی: جشن مهرگان ،کلمات کلیدی: کلبه ویوارا ،کلمات کلیدی: پنج سالگی