کشتی ِ بی بازگشت!
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٧  

در اعماق چندهزار فرسنگی اقیانوس اطلس شمالی، همان جاها که رنگ خورشید را هیچ وقت ندیده، نزدیک به یک قرن است که تکه ای از تاریخ خانه کرده! اقیانوس پیمایی که بزرگترین شی ء متحرک دست ساز انسان بود، آن همه جمعیت را به دل اقیانوس برد تا هرگز بازنگردانَدشان!

با دقیقترین محاسبات مهندسی و ریاضی ساخته شده و شاهکاری بود بی رقیب! حتی برای ظریف ترین احتمالاتی که ممکن بود کشتی را غرق کند هم تدبیری اندیشیده بودند! کاپیتان اسمیت و گروهش متبحر بودند و با تجربه.اما با وجود آن همه تدبیر و این همه کفایت، کوهی از یخ، تایتانیک را مغروقی بی بدیل کرد تا بگوید همواره طبیعت قوی تر از انسان است!!!

هوا صاف بود و اقیانوس آرامتر.کاپیتان اسمیت پنج اخطار مشاهده کوه یخ را نادیده گرفت.نه جهت را تغییر داد و نه سرعتش را کم کرد چرا که می خواست با کشتی غرق ناشدنی اش، پهنه ی اقیانوس را ۶ روزه بپیماید!اما هر جا که غرور انسان می خواهد بتازد و به خود بنازد، نیروهای طبیعت قوی ترند!!!

چه تلخ بوده آنچه بر مسافران کشتی مرگ گذشته! مرگ ناگهانی-مرگی که در لحظه ای اتفاق می افتد- درد ندارد،پیش از آنکه وحشت کنی همه چیز تمام می شود اما چه دردیست که خود بدانی تا ٢ساعت، ١ ساعت، ١دقیقه و ١ ثانیه ی بعد، می روی که زندگی را نبینی دیگر! نگاه دردآلود آن همه کودک و پیر و جوان که ملتمسانه چشم به کرانه ی بی نهایت آن همه اقیانوس دوخته بودند به این امید محال که کابوس باشد این همه ای که پیش رو دارند و کسی بیدارشان کند از خواب!

قایق های نجات را یکی پس از دیگری از کشتی جدا و به آب می سپارند! الویت با زن ها و کودکان است و صد البته اینجا هم آن ها که غنی ترند و اسم و رسم دارتر، مقدم تر! تعداد زیادی در التهاب پرخروش ِ آن شب خموش، سوار قایقهای نجات می شوند بی آنکه بدانند بیش از نیمی از همین قایق هایی که برای نجاتند، غرق خواهند شد زود!

برای آنان که هنوز در کشتی اند، زمان که می گذرد و کشتی بیشتر و بیشتر در آب فرو می رود، امید ِ ماندن کمتر و کمتر می شود تا محو شود و وادارشان سازد به کابین هایشان بازگردند و سعی کنند آرام باشند در دل ِ تایتانیکی که آن ها را به سفری بی بازگشت می برد!

آن روز، آن جا و با آن ها نبوده ام اما چقــــــــــدر زجر است اندیشیدن به آن همه هراس، وقتی یقین داری مرگ است که از پنجره ی کابین کشتی صدایت می زند! وقتی همه جا رامی جویی برای یافتن ذره ای امید، اما نیست!وقتی زمان در مکان گم شده! آنجاست که چاره ای نداری جز آنکه بودنت را به اعماق اقیانوس بسپاری که اگر نسپاری خودش با زور می گیردش از تویی که دیگر راه گریزت نیست!

و تلخ تر از همه اینکه نه فقط تایتانیک و آن همه مسافر راهی مرگش، که بسیار بوده، هست و خواهد بود ارابه هایی عظیم که این سان خبیث مسافرانش را به کام مرگ می برد!چقـــــــــــــــــــــــــــــــــدر ارتفاع انسان کم است در برابر عمق فاجعه!!!

در طول شبی سراسر وحشت، ٧٠۵ نفر از مسافران نجات یافته و ١۵٠٢ نفر باقیمانده یا در آب های منجمد اقیانوس اطلس جان سپردند یا همراه بدنه ی تایتانیک، در قعر اقیانوس مدفون شدند!

کشتی ای که روزی پر از هیجان و غوغا بود از حضور آن همه انسانی که مغروق در جذبه ی آن همه شکوه به وجد آمده بودند، امروز در سکوت خاموش ِ کف اقیانوس، متروک خانه ایست برای باکتری ها، حشرات و موجودات عجیب دریایی! آن همه مسافر در دل آب گم شدند تا همیشه، اما تایتانیک هنوز زنده است و اینجا آرمیده آرام! کسی چه می داند شاید از سال ١٩١٢ میلادی زیر فشار این همه آب، زنده مانده تا در این آرامش ِمسکوت به جبران آن شب ِ تلخ که میزبان خوبی نبود، تا ابد برای ارواح کوچک و بزرگ آن همه مسافر میزبانی باشد تا همیشه!

                                     تایتانیک در سال 1912 میلادی

تایتانیک امروز

*پخش مستند ((ارواح ژرفا )) از شبکه ی ۴ و اینکه این کشتی پس از گذشت این همه سال هنوز حرف هایی برای گفتن دارد٬ بهانه ای دستم داد برای نوشتن این مطلب.

...آزاده از کلبه ی عشق