۸۶+۱۰+۱۲=۲۴
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦  

شنبه  هشتم دی ماه بود که با اکیپی ۵۴ نفره از بچه های دانشگاه ٬ راهی مشهد شدیم.از

همان ابتدا می دانستیم که قرار است خیلی خوش بگذرد و همان طور هم شد. 

اولین بار بود که شب تولدم در حرم عظیم٬دوست داشتنی و آرامش بخشش بودم !

اولین بار بود که شب تولدم را در قطاری که در امتداد شب می رفت٬ نظاره گر بودم!

اولین بار بود که دوستانم در قطار برایم جشن تولد گرفتند!

اولین بار بود که ۱۴ نفر از میهمان های جشن تولدم را در یک کوپه ی کوچک ۶ نفره در

کنار هم می دیدم!

اولین بار نبود که صبح دوازدهمین روز از دی ٬ وقتی چشم گشودم همه جا را سپیدِ برف

پوش می دیدم اما اولین بار بود که این سپید زمستانی از پشت شیشه های پنجره ی قطار

 مرا در لذت فرودش غرق می کرد!

و من چقدر خوشحالم که در آستانه ی این آغاز دوباره ٬ این همه اولین ٬برای امتداد دارم.

                                                                 ۲۴ ... سلام ۲۴ عزیز

...آزاده از کلبه ی عشق