ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٢  

بنام آراینده ی گل سرخ

از اونجایی که در کلبه ی عشق به روی همه بازه.می خواهیم یه هدیه هم داشته باشیم برای بزرگ ترها.بزرگترهایی که از گذشته و به یادآوری خاطراتش لذت میبرند.

پس متن زیر،اثر زنده یاد علی حاتمی،تقدیم به تمام کسانی که گذشته اشان بخش زیبایی از امروزشان است:

((شهر،شهر فرنگه

خوب تماشا کن  سیاحت داره  از همه رنگه

شهر شهر فرنگه   تو دنیا هزار شهر قشنگه

شهرها رو ببین با گنبدومنار

شهرها رو ببین با برج زنگدار

شهرها رو ببین با مردم مو طلا

شهرها رو ببین با مردم چشم سیاه

که همه یه جور میخندند

و همه آسون دل میبندند

وتوی همه شهرها هنوز گل درمیاد

آسمون آبیه همه جا اما آسمون اونوقتها آبی تر بود

رو بوما همیشه کفتر بود

حیاطها باغ بودن  آدما سر دماغ بودن

بچه ها چاق بودن  جوونا قلچماق بودن  دخترا با حیا بودن

حالی بود  نونی بود  آبی بود  مرد میرابی بود

شبا مهتابی بود  روزا آفتابی بود

چی بگم؟نون گندم ماله مردم اگه بود،نمیرفت از گلو پایین بخدا

اگرم مشکلی بود  آجیل مشکل گشا حلش میکرد

بچه ها بازی میکردن تو کوچه

جمجمک برگ خزون،حمومک مورچه داره،بازی مرد خدا

کو کجاست مرد خدا؟؟؟

سلامی بود  علیکی بود

حال جواب سلامی بود))

...تارا از کلبه ی عشق